عهد …

قرار بود برویم جهادی،راستش تا بحال دوره نرفته بودم تنها ذوق و شوق بچه ها را میدیدم که لحظه شماری می کردند برای رفتن! وقتی رسیدیم منطقه،چشمم که به لبخندش افتاد،توی دلم قنج رفت وقتی بادست تارمویش را پشت گوشش میگذاشت و شروع کرد به بلبل زبانی! چیزی نگذشته بود که شدم برایش خانم معلم! اطلاعت بیشتر دربارهعهد …[…]

خاموشی گروه های جهادی در محیط شهر

به روستا که می رویم عده ای جوان شاد و فعال را می بینیم که چهره و لباس و گویش آنها به اهالی هیچ شباهتی ندارند فقط کمی چهره شان سوخته و لباسشان خاکی شده است آن هم اگر عضو کمیته عمرانی باشند؛ و گرنه بچه ها ی فرهنگی و آموزش و … همانطور ژیگول اطلاعت بیشتر دربارهخاموشی گروه های جهادی در محیط شهر[…]